|
یک دعوت اندیشیدن هنر انسان است
| ||
|
✍✍✍ #خاطره👌 آقای هادی از نماز گذاران خوب صبح می گفت:
ولایت خورزوق یه ممدحسینی(اسامی را فراموش کردم همه اسامی فرضی هستش) بود که چوپونی و گله داری می کرد. گله گوسفندهای خورزوق را جمع می کرد با چند تا گله داری دیگه بهار گوسفندا را می بردند فریدن و اون سمتا. این ممدحسین تعریف کرده بود که تو مسیر سمت علویجه یک جایی توقف کردند یه سگ ماده لاغر مردنی با چند تا توله اونجا بودند. ما دلم رحم اومد دوکیلویی شیر دوختیم و گذاشتیم جلو این سگا وقتی هم خواستیم حرکت کنیم من یکی از این توله ها را برداشتم و بقیه گله دار همین کار را کردند. این توله سگ را متوجه می شدیم و باهاش رفتیم فریدن و برگشتیم و یه چند ماهی هم از برگشتنم و گذشت و یکی از رفقا گفت گفت گله داری رها کن بیا بریم صیفی کاری اهواز ماهم باشد و نباشد میام و نمیام بلاخره تصمیم گرفتیم رفتیم گله را تحویل صاحبش جعفرقلی دادیم اون هم گفت اگه به صرف و به نفعت هست یا علی و بر و بسلامت و خدا پشت پناهت. ما چندسالی صفی کار اهواز بودیم و این مدت خورزوق نیومدیم بعدی سه سال چهار سال اومدیم خورزوق و یه شب گفتیم یه سر به جعفرقلی بزنیم. رفقا و اهل محل گفتند ما که شبی نمیآیم گفتم چرا گفتند جعفر قلی یه سگ دارد تو دالون خونش شبا ول می کند کسی جرأت ندارد نزدیکش بشه مگه جعفر قلی دستورش بده گفتم من این حرف حالیم نیست من گله دار بودم انگارا گفتند پس به یه شرط میایم که تو جلو بری ما پشت سرت. راه افتادیم تا دم دالون خونه جعفر قلی رسیدیم یه سگی گون بلند شد پارسی کرد اومد تو سینه ما ما را بگی جا خوردیم تا سگِ نزدیک شد یه دفعه یه ناله ای کرد و خوابید جلوی پای ما شروع کرد کفش ای منو بو کردن اصلا آروم آروم شد
همراهان گفتند ممدحسین چی کار کردی، گفتم من کاری نکردم این خودش همچین شد خلاصه تو همین حرفا دالونی طی کردیم بلند داد زدیم یا الله یا الله جعفر قلی جعفر قلی رفتیم تو حیاط و چاق سلامتی و احوال پرسی بعد جعفرقلی گفت ممد حسین اگه تو نبودی سِگه این طفیلیا دنبالت را دریده بودند، آ فهمیدی چرا کاریت نداشت ؟ گفتم نه گفت ای بابا این همون توله سِگِس که از علویجه آوورده بودی، یادت اومد
گفتم آره آره! اِ بگو پس آشنا دراومدم 😂 خودم از آب و گِل درش آوردم
غرض این بود که یه سِگ محبِت حتی کوتاه و کَمِ شا حالیشه سرش میشه ولی این آدمیزاد...
#خاطره #اخلاق ________________ 🆔@MKeshavarzHafdani [ ۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ] [ ] [ یک دعوت ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||